شام غریبان سحر ندارد سکینه امشب پدر ندارد غریب حسین جان، غریب حسین جان (2) بهار زینب خزان ز آه است (2) گهى دو چشمش به نور ماه است گهى نگاهش به قتلگاه است غریب حسین جان، غریب حسین جان (2) نسیم صحرا شده معطر (2) ز عطر روى على اکبر کجاست عمه، کجاست مادر غریب حسین جان، غریب حسین جان (2) بگو خلایق ز غم خروشند (2) بگو به اطفال لبن ننوشند بگو به سادات کفن نپوشند(2) غریب حسین جان، غریب حسین جان (2) کبوتران را ز لانه بردند زوادى خون نشانه بردند رباب دلخون پسر ندارد غریب حسین جان، غریب حسین جان در میان دشمن اى خدا شب شده و من چه کنم؟ یکتن و این همه دشمن چه کنم؟ اهل کوفه همه پیمان شکنند خوب نمک خوار و نمک دان شکنند صبح با من همگى پیوستند شب در خانه برویم بستند صبح من شمع و همه پروانه شب بیگانه تر از بیگانه صبح بر دامن من چنگ زدند شام از بام مرا سنگ زدند طوعه امشب تو مرا خانه بده مرغ بر بسته ام و لانه بده @eshkabar
فرستنده خبر:Ahmad Rajabzadeh
وب سایت رسمی کانال عشق آباد خبر