🔅نور افشانی کلامالله در اردوگاه ✍️ مهدی یزدانیان 💠 تعداد اسرا در اردوگاه ۱۱۰ نفر بود. وقتی اسیر شدیم بعثیها تمام لوازم ما را گرفتند؛ لذا در روزهای اوّل اسارت برای دریافت قرآن رفتیم تا با فرمانده اردوگاه رایزنی کنیم. گفت مگر شما قرآن بلدید؟ چون بین آنها تبلیغ کرده بودند که ایرانیها مجوس هستند. در شام هم اهلبیت پیامبر را کافر و خارجی معرّفی کرده بودند. 💠 فرمانده اردوگاه گفت چند آیه از قرآن بخوانید تا مطمئن شوم مسلمانید. یکی از اسرای نوجوان که صدای خوشی داشت چند آیه تلاوت کرد. فرمانده عراقی تحت تأثیر قرار گرفت و یک قرآن به ما داد؛ یک قرآن برای ۱۱۰ اسیر. ولی از ما تعهّد گرفت صدای قرآن بلند نشود. 💠 سهم هر اسیر برای تلاوت قرآن در شبانهروز نهایتاً ۵ دقیقه بود. بعضی از فرصت افطار استفاده میکردند تا بیشتر قرآن بخوانند. بعضی برای بهرۀ بیشتر از قرآن شب را نمیخوابیدند. تعدادی هم باهم میخواندند و تفسیر میکردند. عدّهای نیز بیسواد بودند که در طول اسارت، توسّط بچّهها قرآنخوان شدند. 💠 شور عجیبی بود. بچّهها انس عجیبی با قرآن داشتند. در همان اردوگاه با همان قرآن، بعضی بچّهها با حفظ کلّ قرآن به آغوش خانه برگشتند. رفتند جبهه و با خود نور قرآن را آوردند تا دلهای اهل خانه را با آن روشن کنند. 🔸 این خاطره را بدون واسطه یکی از اسرای همان اردوگاه برایم نقل کرد؛ ایشان استاد صرف و نحومان بود. طلبهای که خود در شانزدهسالگی راهی دفاع از میهن شده بود. 🔸 بارها با خود اندیشیده ام که راز تعلّق و وابستگی شدید آن اسرا به قرآن چه بود؟ نهایتاً به این پاسخ رسیدم که وقتی انسان تمام تعلّقات دنیایی را کنار میزند و خودش را در خدمت خدا قرار میدهد، انتظاری غیر از این نیست. اینکه ما از قرآن دور شدیم، چون در قلب ما جایی برای قرآن نیست. قلبمان اسیر تعلقات است. اسیر دنیا است. ✅کلام خدا با کینه و نفرت و دروغ و ریا در یک جا جمع نمیشود. وقتی قرآن به قلبمان جلا میدهد که قلب را با نفرت سیاهش نکنیم. و اگر قرآن در قلب جای گیرد چه میشود؟ سراسر وجود انسان خدایی میشود. شیطان جرئت نزدیک شدن به این وجود را ندارد. و شهدای ما از این جنس بودند؛ 🔅جنس الهی. هدیه به ارواح مطهر شهدا صلوات @eshkabar
فرستنده خبر:Ahmad Rajabzadeh
وب سایت رسمی کانال عشق آباد خبر